بیوگرافی پرویز ملک زاده

بیوگرافی پرویز ملک زاده

از سنین نوجوانی و جوانی به طبیعت علاقمند بودم و این عشق را از پدرم به یادگار دارم، اولین الگو و آموزه ام در دنیای بی آغاز و بی پایان مرحوم پدرم بود، و با اینکه هنوز کودکی بیش نبودم آما آنقدر جوشش و کشش در وجودم ایجاد کرده بود که می دانستم باید در اولین فرصت ریشه جانم را با شریان طبیعت پیوند بزنم و خود را به آغوش باد و باران و آفتاب و خاک بسپارم، باید زبان همزیستی با شکوفه ها را بیاموزم باید نظیر گل ها فکر کنم و بدانم چگونه با طوفانت زمزمه کنم تا از پای نیفتم.

بیوگرافی پرویز ملک زاده

پس از اخذ دیپلم و طی مراحل دانشجویی به درجه افسری نیروی هوایی مفتخر شدم و سالها خدمت نمودم و شغل و کارم را دوست داشتم و لیکن به دلایلی که در اینجا نمی گنجد از کار برکنار شدم و برای دومین بار به انگلستان عزیمت نمودم و تصمیم به اقامت گرفتم که فوت پدرم حاج خلیل ملک زاده ما را به ایران کشاند و در اینجا بود که شوق به طبیعت که در درونم نهفته بود به پرواز درآمد و اینگونه بود که قدم درراه نهادم و کاشت گیاهان را در پشت بام منزل مسکونی ام آغاز کردم و از آمریکا کاکتوس حشره خوار و از هند فلفل سیاه هندی و از تایلند آناناس و از مالزی موز و از افغانستان درخت زردآلو مجنون و پاکستان انبه را وارد نمودم و در خانه کوچک خود میوه های سردسیری و گرمسیری را در کنار هم پرورش دادم و دانسته های خود را به منصه ظهور درآوردم و کاملا موفق بودم و پس از پخش گوشه ای از فعالیت هایم در شبکه ۲ برنامه دیدنی ها، مسئولین قول واگذلری زمینی سنگلاخ و کوهستانی بین دو دره گرگ و شاطرعلی را دادند به نرخ کارشناسی و به بهای فروش خانه باغ جادو و این واگذاری و کاغذبازی ادارات وزارتخانه مسکن و شهرسازی، سازمان منابع طبیعی و جنگلها جهاد کشاورزی و شهرداری، (۱۱سال و ۵ ماه و ۲۶ روز) به طول انجامید و بهترین سال های عمرم که بایستی صرف تحقیق می شد، کاغذ به دست از این اتاق به آن اتاق گذاشت، نهایتا زمین را دریافت نمودم و آنقدر عاشق بودم که نداشتن آب و خاک مناسب جهت کشت گیاهان در زمین مزبور را ندیدم و با آوردن بولدوزر با کمرشکن و لودر، گریدر،کمپرسور و انفجار و بردن ۲۵۶۰ کامیون سنگ و آوردن ۲۷۰۰ کامیون خاک و صرف میلیون ها تومان هزینه و آوردن آب با تانکر و زدن ۵ استخر جهت ذخیره آب های بهاره و حفر دو چاه بدون آب و تراس بندی زمین را تبدیل به باغ جادو نمودم و این در حالی است که میوه های باغ را با اشک چشم پرورش داده و همه را وقف فقرا می کنم و سال های سال است که با هر قطره باران به شوق می آیم و با هر نسیم مهربان همزبان می شوم.

بیوگرافی پرویز ملک زاده

در همزیستی با طبیعت و زندگی در کنار گل و بوته آموختم که فقط با آرزو داشتن ودر آرزو ماندن نمی توان به چیزی در زندگی دست یافت چرا که حرف آرزو، انسان را به هیچ نقطه اوج و موفقیتی نمی رساند و اگر میل و تلاش به دانستن و رسیدن نباشد آرزو ها هم دست نیافتنی می شوند. پس با علم به این واقعیت من تمام دوست داشتنی هایم در عالم طبیعت را چون یک هدف پیش رو قرار دادم و کارهای ناقابلی انجام دادم که چشم جهانیان را به تحیر وامی دارد.

در خاتمه من بجای واژه آرزو و حسرت، امید و هدف و تجربه و پشتکار و عشق را به دیگران آموختم و با روزی ۱۲ ساعت کار ثابت کردم که باید خستگی را خسته کردمضافا به اینکه در نیمه دوم سال که کار باغ، کم و یا تمام می شود به مدت ۱۸ سال به صورت افتخاری در آموزشگاه های همدان به عنوان کلاس های زنگ سبز تدریس می کنم و تاکنون ۱۳۸۴ مقاله و مطلب نوشته ام و به کسانی که بخواهند باغ آبادی داشته باشند مشاوره و بازدید رایگان می دهم.

تاکنون از دو رئیس جمهور جایزه ملی محیط زیست گرفته ام و یکبار در سال ۱۳۸۶ و یکبار در سال ۱۳۹۸ از طرف شورای اسلامی شهر و شهرداری همدان، شهروند برگزیده شدم و شاخصه باغ جادو این است که از کودهای شیمیایی استفاده نمی کنم و هرگز برای مبارزه با آفات از سموم استفاده می کنم و به درختان به جای سم، آب تنباکو می زنم و سالیانه میلیون ها تومان هزینه خرید آب با تانکر می دهم.

از سنین نوجوانی و جوانی به طبیعت علاقمند بودم و این عشق را از پدرم به یادگار دارم، اولین الگو و آموزه ام در دنیای بی آغاز و بی پایان مرحوم پدرم بود، و با اینکه هنوز کودکی بیش نبودم آما آنقدر جوشش و کشش در وجودم ایجاد کرده بود که می دانستم باید در اولین فرصت ریشه جانم را با شریان طبیعت پیوند بزنم و خود را به آغوش باد و باران و آفتاب و خاک بسپارم، باید زبان همزیستی با شکوفه ها را بیاموزم باید نظیر گل ها فکر کنم و بدانم چگونه با طوفانت زمزمه کنم تا از پای نیفتم.

بیوگرافی پرویز ملک زاده

پس از اخذ دیپلم و طی مراحل دانشجویی به درجه افسری نیروی هوایی مفتخر شدم و سالها خدمت نمودم و شغل و کارم را دوست داشتم و لیکن به دلایلی که در اینجا نمی گنجد از کار برکنار شدم و برای دومین بار به انگلستان عزیمت نمودم و تصمیم به اقامت گرفتم که فوت پدرم حاج خلیل ملک زاده ما را به ایران کشاند و در اینجا بود که شوق به طبیعت که در درونم نهفته بود به پرواز درآمد و اینگونه بود که قدم درراه نهادم و کاشت گیاهان را در پشت بام منزل مسکونی ام آغاز کردم و از آمریکا کاکتوس حشره خوار و از هند فلفل سیاه هندی و از تایلند آناناس و از مالزی موز و از افغانستان درخت زردآلو مجنون و پاکستان انبه را وارد نمودم و در خانه کوچک خود میوه های سردسیری و گرمسیری را در کنار هم پرورش دادم و دانسته های خود را به منصه ظهور درآوردم و کاملا موفق بودم و پس از پخش گوشه ای از فعالیت هایم در شبکه ۲ برنامه دیدنی ها، مسئولین قول واگذلری زمینی سنگلاخ و کوهستانی بین دو دره گرگ و شاطرعلی را دادند به نرخ کارشناسی و به بهای فروش خانه باغ جادو و این واگذاری و کاغذبازی ادارات وزارتخانه مسکن و شهرسازی، سازمان منابع طبیعی و جنگلها جهاد کشاورزی و شهرداری، (۱۱سال و ۵ ماه و ۲۶ روز) به طول انجامید و بهترین سال های عمرم که بایستی صرف تحقیق می شد، کاغذ به دست از این اتاق به آن اتاق گذاشت، نهایتا زمین را دریافت نمودم و آنقدر عاشق بودم که نداشتن آب و خاک مناسب جهت کشت گیاهان در زمین مزبور را ندیدم و با آوردن بولدوزر با کمرشکن و لودر، گریدر،کمپرسور و انفجار و بردن ۲۵۶۰ کامیون سنگ و آوردن ۲۷۰۰ کامیون خاک و صرف میلیون ها تومان هزینه و آوردن آب با تانکر و زدن ۵ استخر جهت ذخیره آب های بهاره و حفر دو چاه بدون آب و تراس بندی زمین را تبدیل به باغ جادو نمودم و این در حالی است که میوه های باغ را با اشک چشم پرورش داده و همه را وقف فقرا می کنم و سال های سال است که با هر قطره باران به شوق می آیم و با هر نسیم مهربان همزبان می شوم.

بیوگرافی پرویز ملک زاده

در همزیستی با طبیعت و زندگی در کنار گل و بوته آموختم که فقط با آرزو داشتن ودر آرزو ماندن نمی توان به چیزی در زندگی دست یافت چرا که حرف آرزو، انسان را به هیچ نقطه اوج و موفقیتی نمی رساند و اگر میل و تلاش به دانستن و رسیدن نباشد آرزو ها هم دست نیافتنی می شوند. پس با علم به این واقعیت من تمام دوست داشتنی هایم در عالم طبیعت را چون یک هدف پیش رو قرار دادم و کارهای ناقابلی انجام دادم که چشم جهانیان را به تحیر وامی دارد.

در خاتمه من بجای واژه آرزو و حسرت، امید و هدف و تجربه و پشتکار و عشق را به دیگران آموختم و با روزی ۱۲ ساعت کار ثابت کردم که باید خستگی را خسته کردمضافا به اینکه در نیمه دوم سال که کار باغ، کم و یا تمام می شود به مدت ۱۸ سال به صورت افتخاری در آموزشگاه های همدان به عنوان کلاس های زنگ سبز تدریس می کنم و تاکنون ۱۳۸۴ مقاله و مطلب نوشته ام و به کسانی که بخواهند باغ آبادی داشته باشند مشاوره و بازدید رایگان می دهم.

تاکنون از دو رئیس جمهور جایزه ملی محیط زیست گرفته ام و یکبار در سال ۱۳۸۶ و یکبار در سال ۱۳۹۸ از طرف شورای اسلامی شهر و شهرداری همدان، شهروند برگزیده شدم و شاخصه باغ جادو این است که از کودهای شیمیایی استفاده نمی کنم و هرگز برای مبارزه با آفات از سموم استفاده می کنم و به درختان به جای سم، آب تنباکو می زنم و سالیانه میلیون ها تومان هزینه خرید آب با تانکر می دهم